آموزش

ضرب المثل های معروف آلمانی

ضرب المثل های معروف آلمانی

بخش اول

یکی از جنبه ها و قسمت های مهم هر زبانی ضرب المثل ها و حکایت های موجود در آن زبان است که علاوه بر کمک کردن به مکالمه افرد می تواند زبان آموز را با فرهنگ و تمدن آن کشور آشنا کند زیرا ضرب المثل ها قسمتی از ادبیات است که ریشه در فرهنگ و تاریخ مردم آن کشور دارد و جملات قصاری هستند که نسل به نسل منتقل شده اند. به همین دلیل سایت آموزش زبان آلمانی در این پست شما را با ضرب المثل های معروف آلمانی آشنا می کند.

ضرب المثل ها به فرد کمک می کنند تا با بیان یک چمله کوتاه مفهوم و مطالب زیادی را به شنونده منتقل کند و بیان یک ضرب المثل که ریشه در ادبیات تاریخی آن زبان دارد می توان بر حرف گوینده صحه بگذارد.

شرح ضرب المثل ها همراه با معنی تحت الفظی و مترادف فارسی:

Aas ist keine Speise für den Adler
Adler fängt nicht Fliegen
Adler fängt keine Mücken

ترجمه: «لاشه خوراک شاهین نیست»

ترجمه: «شاهین مگس نگیرد»

ترجمه: «شاهین پشه نگیرد»

مترادف فارسی: «اگر عنقا زبی‌برگی بمیرد// شکار از صید گنجشکان نگیرد» سعدی

Alter Wolf verspotten die Hunde

ترجمه: «گرگ پیر مضحکه سگان است»

مترادف فارسی: «گرگ که پیر شد، رقاص شغال می‌شود.»

مترادف فارسی: « شیر که پیر شه، مسخره شغال می‌شه.»

Altes Pferd bekommt der Schinder

ترجمه: «اسب پیر نصیب دباغ می‌گردد»

مترادف فارسی: «درخت که پیر شد پایش اره می‌گذارند.»

Am Abends zeigt es sich, ob die Nacht hell sein wird

ترجمه: «شبی که به روشنایی می‌گراید، از غروبش هویدا است»

مترادف فارسی: «سالی که نکوست از بهارش پیداست.»

Aus einer Bohne einen Berg machen
Aus einer Laus ein Kamel machen مارتین لوتر
Aus einer Mücke einen Elefanten machen
Aus jedem Splitter einen Balken /Wiesbaum

ترجمه: «از یک لوبیا کوه ساختن»

ترجمه: «از یک شپش شتر ساختن»

ترجمه: «از یک پشه فیل ساختن»

ترجمه: «از یک تراشه چوب، تیر سقف درست کردن»

مترادف فارسی: «از کاه، کوه ساختن.»

Beckerkindern Stuten schenken

ترجمه: «نان‌قندی به بچه‌های قناد دادن»

مترادف فارسی: «زیره به کرمان بردن»

Berg und Berg kommen nicht zusammen, aber Mensch und Mensch
Berg und Tal kommen nicht zusammen, aber Menschen
Man trifft sich zwei mal im Leben

ترجمه: «کوه به طرف کوه نمیآید اما آدم به طرف آدم»

ترجمه: «کوه و دره به هم نمی‌رسند اما آدم‌ها»

ترجمه: «آدم در زندگی دوبار همدیگر را ملاقات می‌کند»

مترادف فارسی: «کوه به‌کوه نمی‌رسد، آدم به‌آدم می‌رسد!»

Besser ein Sperling in der Hand, als ein Kranich auf dem Dach
Besser ein Vogel im Bauer, als Tausende in der Luft
Besser ein Vogel im Netz als hundert im Fluge
Besser ein Vogel in der Hand, als zehn am Strand / in der Weite
Besser heute ein Ei, als morgen ein Küchlein /die Henne
Besser einen haben als zwei kriegen
Besser heute ein Groschen als morgen ein Gulden
Besser eine Feder in der Hand, als einen Vogel in der Luft

ترجمه: «گنجشک در دست بهتر از لک‌لک روی بام است»

ترجمه: «پرنده‌ای در قفس بهتر از هزاران در هوا است»

ترجمه: «پرنده‌ای در دام بهتر از صد در پرواز»

ترجمه: «پرنده‌ای در دست بهتر از ده در ساحل/ در دوردست»

ترجمه: «یکی داشتن بهتر از دوتا خواستن»

ترجمه: «یک‌شاهی امروز بهتر از صدتومان فردا است»

ترجمه: «یک پر در دست بهتر از پرنده‌ای در هوا»

مترادف فارسی: «سرکه نقد به‌از حلوای نسیه.»

مترادف فارسی: «سیلی نقد از عطای نسیه به.»

مترادف فارسی: «نقد موجود به که نسیه موعود.»

مترادف فارسی: «جگرک امروز بهتر از دنبه فردا است.»

مترادف فارسی: «گنجشک نقد به از طاووس نسیه.»

مترادف فارسی: «موجود را به‌مفقود و یافته را به‌نایافته مفروش!»

مترادف فارسی: «خولی به‌کفم به که کلنگی به‌هوا.»

مترادف فارسی: «سيلي نقد، به از حلواي نسيه.»

Der Fisch fängt am Kopf an zu stinken

ترجمه: «ماهی از سر میگندد»

مترادف فارسی: «ماهی از سر گنده گردد، نی ز دُم.» مولوی

Ein alter Mann und eine junge Frau, gewisse Kinder

ترجمه: «یک مرد مسن با زنی جوان، کودکان فراوان»

مترادف فارسی: «عروس جوان داماد پیر، سبد بیار جوجه بگیر!»

Ein Alter sieht besser hinter sich als ein Junger, vor sich

ترجمه: «مرد سالخورده، پشت سرش را بهتر از مرد جوانی که جلوی پایش را می‌نگرد، می‌بیند»

مترادف فارسی: «آن‌چه جوان در آینه بیند، پیر در خشت خام آن بیند.» مولوی

Faulheit lohnt mit Armut

ترجمه: «پاداش تنبلی فقر است»

مترادف فارسی: «کاهلی شاگرد بدبختی است.»

Fette Henne legen nicht.

ترجمه: «مرغ فربه تخم نکند»

مترادف فارسی: «مرغ هرچند فربه تر، تخمدانش تنگ تر.»

Geschehene Dinge haben keine Umkehr.

ترجمه: «چیزهایی که اتفاق افتاده‌است بازگشتی ندارند»

مترادف فارسی: «گذشته‌ها گذشته‌است.»

Haar auf flacher Hand raufen wollen.

ترجمه: «از کف دست مو کندن»

مترادف فارسی: « کف دست که مو ندارد از کجایش می‌کنند.»

Habich ist ein besserer Vogel als Hättich.

ترجمه: «دارم، پرنده‌ای بهتر از داشتم است»

معنی: «دارم و داشتم در زبان آلمانی تشابه تلفظی با نام پرنده‌ای دارد.»

مترادف فارسی: «داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حساب است.»

منبع: سایت ویکی گفتار

معرفی نرم افزار های آموزش زبان آلمانی:

آموزش رزتا استون آلمانی 

آموزش زبان آلمانی نصرت

آموزش تل مور می آلمانی

 

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *